X
تبلیغات
زولا

اتاق آبی

...آسمان تمام شد؛ اینجا، زمین آغاز می شود




- به نگار آورم  


- طرح زنم


- مشق کنم   


- بیآغازم  




چکیده مقاله را.

سقف پروژه ابراهیمی را.


تمرین کتاب focus را.


قاصدک را! 



 




من زنده ام هنوز و 


غزل 

فکر 


می کنم...*





* محمد علی بهمنی







نوشته شده در دوشنبه 26 خرداد‌ماه سال 1393ساعت | 12:31 ب.ظ توسط سپیده | نظرات (3)





آن لحظه که می نویسد؛



"من  تو   را   دوست   می  د  ا ر  م  ... 


و شب از ظلمت خود وحشت می کند! "




نوشته شده در شنبه 17 خرداد‌ماه سال 1393ساعت | 04:37 ب.ظ توسط سپیده | نظرات (1)






دخترِ‌بیچاره 

به هیچ چیز 

اعتقاد نداشت !





دختر بیچاره !





انتظارِ‌هیچ 

شادیِ‌ غیر منتظره ای

  را نداشت!


دختر های بیچاره

همیشه مسئولیتِ‌ همه چیزشان

با خودشان است!




نوشته شده در دوشنبه 12 خرداد‌ماه سال 1393ساعت | 10:51 ق.ظ توسط سپیده | نظرات (8)




نه که خبری نباشد

گفتنی ها کم شده! 


شب را کنار نسیمی خوابیدم ، که بلندتر وزیدنش را سخت آرزو دارم ...

و جای خالی شمیمی ... که من بی اندازه مثبتش می بینم!


صبور باید بود ...





گوش دادن اما زیاد شده ، به چار تار هم ...




نوشته شده در پنج‌شنبه 8 خرداد‌ماه سال 1393ساعت | 10:01 ق.ظ توسط سپیده | نظرات (2)