اتاق آبی

...آسمان تمام شد؛ اینجا، زمین آغاز می شود




واقعاً چه چیزی ما را "مهربان" و "نامهربان" می کند؟

چه چیز به ما قدرتی می دهد که خودخواهی هایمان را نبینیم و خدمت کنیم به آنی دیگر؟

کجا یاد می گیریم بی دغدغه و رها ببخشیم ... 

از حسادت چشم بپوشیم و شادی دیگران بشود محور تصمیماتمان ...

انسان کجا مرز تمرکز روی نیازهای خودش را پشت سر می گذارد؟

چرا انگار قدیم ها این کار راحت تر بود؟

اصلاً چگونه کسانی را انتخاب می کنیم که می توانیم به آن ها محبت کنیم و کسان دیگری هستند که نمی توانیم ...؟

باید به خودمان اصرار کنیم ؟

باید برای محبت داشتن به کسانی ، تلاش کنیم ؟


واقعاً

  کی ،

 کجا؛

 بهار مردمی ها، دی شد ؟



نوشته شده در شنبه 7 آذر‌ماه سال 1394ساعت | 11:13 ق.ظ توسط سپیده | نظرات (2)