X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

اتاق آبی

...آسمان تمام شد؛ اینجا، زمین آغاز می شود



خب.
روزهای حال خوب و آرامش برگشتند... حالا وقت ثبت کردن است!
که بعداً ها بیایم و بخوانم که چگونه زندگیم شبیه دریا شد ... 
که چگونه فهمیدم اصلاً زندگی از اولش دریا بود!
بالا و پایین داشت ... 
خطر داشت ...
زشت و گل آلود بود ...
صاف و رویایی ...
بنویسم که اضطراب ها هر اندازه که سهمگین باشند، طبیعتشان گذراست ...
بنویسم که چه ذهن غیر قابل اعتماد است در روزهای طوفانی!
که بهترین کار در این آشوب ها نشستن در خانه چای نوشیدن و سرگرم هر آنچه جز ذهن بافی شدن است!
که اشتباه ترین کار اعتماد به چرندبافته های فکری است که بیچاره چاییده و باید فرصتش داد تا تب کند ... بلرزد ...عفونت را بیرون بریزد ... بلکه باز جان گرفته آرام آرام و سلامت از سر بگیرد ... 


بنویسم که مبادا در موج بعد فراموش کنم آرامش آمدنیست ...


و سایه بان آرامش ما

ماییم ...




نوشته شده در دوشنبه 17 آبان‌ماه سال 1395ساعت | 12:31 ب.ظ توسط سپیده | نظرات (1)