X
تبلیغات
رایتل

اتاق آبی

...آسمان تمام شد؛ اینجا، زمین آغاز می شود



همسر... 
باز رفت بروجرد ،  که به کار بازسازی خانه مادر برسد ... که بخوابد روی پای مادر ... که به ناله های مادر گوش کند ... که چند روزی مال مادرش باشد ...که طفلکی مادرش.
که طفلکی مادر پسرها ...
که می دهند پسر خوش قد و بالایشان را دست دختری ... که بخوابد روی پایش ... که ناز کند بریش ... که تمامش مال خودش باشد.
تمرین شد اما.

یادگرفتم تنهایی بگذرانم ... تنهایی زندگی کنم ... تنهایی خوشی هم حتی بکنم .
آخ که روزهای سختی در راه است ...
آخ! 

نوشته شده در سه‌شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1396ساعت | 01:13 ب.ظ توسط سپیده | نظرات (4)