X
تبلیغات
زولا

اتاق آبی

...آسمان تمام شد؛ اینجا، زمین آغاز می شود


خب.

امروز تجربه ى امیدوارى براى پیدا کردن یه شغل زیباى آرتیستیک در مونترال رو تیک زدم.

تمام روز حالم خوش بود... که مى شه! 

و خودم رو دیدم که یه معمار داخلى جونیورم با پالتوى قرمز و شال و کلاه سبز سیر ... تو مونترال سفید... اونم کجاش! اولد تاون!

به به...

خدا پدر و مادرتو بیامرزه لوسیانو که یه همچین روز سفیدى برامون ساختى...

به ماه و سال سفید برسونیش که دیگه چه جورى از شرمندگیت در بیایم ...



نوشته شده در جمعه 20 بهمن‌ماه سال 1396ساعت | 03:29 ق.ظ توسط سپیده | نظرات (2)


یک لحظه هم را در آغوش می گیریم و عمیقاً شادیم و سرخوش از حال امروزمان؛

چند ساعت بعد ممکن است یادمان بیاید که تا چند ماه دیگر پولمان تمام می شود و ... 

من

به ویژه من چه حال متغیری دارم این روزها.

هیچوقت اینقدر دلم کار نخواسته که امروز.

کار می خواهم

کار می خواهم

کار می خواهم

.


نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن‌ماه سال 1396ساعت | 10:34 ب.ظ توسط سپیده | نظرات (0)



سلام.

مونترالم.

کنار همسر.

بگذارید ببینم... بعله... دو ماه و دو روز است...

برچسب‌ها: حال خوب، سپاس، مونترال
نوشته شده در شنبه 7 بهمن‌ماه سال 1396ساعت | 11:42 ب.ظ توسط سپیده | نظرات (2)