X
تبلیغات
رایتل

اتاق آبی

...آسمان تمام شد؛ اینجا، زمین آغاز می شود




1- آقا این ماجرای کلیشه ای انتخاب بین شوهر پولدار یا شوهر عاشق انگار دست از سر دخترهای دنیا برنمی دارد! همه به شکلی باور نکردنی که فقط در سریال ها قابل تصور است در زندگی واقعی درگیرش می شوند یک بار حداقل! واقعا هنوز نتوانسته ام فرمولی برای انتخاب در این حالت پیدا کنم. احوال همکار کوچک تازه متاهل را که می بینم واقعا دلم به درد می آید. 
هر چند... فرمول ندارد انتخاب ... یک سری درست و غلط دارد فقط ... خارج از آن محدوده قاعده پذیر نیست ...
انتخاب می کنم،
چون؛‌
انتخاب می کنم ...

همین!


این تردیدهای قبل و بعد ازدواج -منظورم تا موقعیست که یک سری پذیرش ها اتفاق نیفتاده است- فرساینده اند... خیلی زیاد ... خوب بلدند از رنگ رو بیندازند تمام لحظه ها را ... جوانه های روز را سرنزده می خشکانند ... 
قاتل تازگی اند ...
چشم را می بندند ... راه تماشا نمی ماند ...
دوست دارم کمکی بکنم ، بر نمی آید از من! 


2- تعطیلی دیروز را با تمام خانواده ام بودم. همسر، پدرم، مادرم و برادرم ... چقدر رشد کرده ایم همه مان ... حتی پدر! به نظرم خانواده شادتری هستیم نسبت به آن روزها ... قسمت بزرگیش را مدیون احسانم ... 

3- من امروز بابت انسان هایی که اطرافم دارم تا برای کمک پناهم باشند؛ جداً سپاسگزارم .



نوشته شده در سه‌شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1395ساعت | 01:31 ب.ظ توسط سپیده | نظرات (2)